درخواست مرد جوان برای آزادی همسرش
مرد جوانی که همسرش به اتهام معاونت در قتل شوهر سابقش در زندان به سر میبرد، با ارائه یک درخواست قضایی خواستار بخشش مجازات او به خاطر پسر خردسالشان شد.
اوایل آذرماه امسال مردی با حضور درشعبه اول اجرای احکام دادسرای جنایی تهران خواستار عفو و بخشودگی همسرش شد که از ۳ سال پیش در حبس است و به دور از فرزند خردسالشان بهسر میبرد.
او گفت: «همسرم خانوادهای نداشت. سالها قبل زوجی او را به فرزندخواندگی قبول کردند. او به همراه این خانواده و پسری که داشتند، زندگیش را شروع کرد و بزرگ شد و ارتباط خوبی با هم داشتند. پدرخوانده و مادرخوانده هم فوت شدند.
همسرم که قبلا ازدواج کرده و از اوایل بهار ۱۳۹۹ با شوهرش دچار اختلافات شدیدی شده بود، ماجرا را برای برادرخواندهاش فرشید تعریف کرد. او چندمرتبه میانجیگری کرد و دعوا را پایان داد، اما نوبت آخر این دعوا و درگیری خانوادگی بالاتر گرفت و کار به جایی رسید که فرشید به خانه آنها در یکی از محلههای تهران رفت.
فرشید داماد خانواده را با خودش از خانه بیرون برد و در میانه جدالی که با هم پیدا کردند، عصبانی شد و داماد خانواده را خفه کرد و باعث قتل او شد. خانواده داماد جوان از او و خواهرخوانده فرشید شکایت کردند که هر دو بازداشت و در دادگاه محاکمه شدند.
فرشید حکم قصاص گرفت و خواهرخواندهاش بیگناه شناخته و تبرئه شد، اما رای حکم قصاص فرشید در دیوان عالی کشور تایید و به اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ارسال شد. من از آشنایان خانوادگی متهم به قتل بودم. در جریان تلاش برای جلب رضایت برای او بودم که به خواهرش علاقهمند شده و با او ازدواج کردم.
ما صاحب فرزندی شدیم، اما در همین بحبوحه بود که خانواده شوهر سابق او به آزادی و تبرئهشدن وی اعتراض کردند و پای او دوباره ـ با وجود داشتن فرزند خردسال ـ به ماجرا باز شد. همسرم بازداشت و روانه زندان شد. او اینبار به اتهام معاونت در قتل محاکمه شد و قضات دادگاه حکم به ۲۷ سال و ۳ روز حبس برای همسرم دادند. به این رای اعتراض کردم که مدت حبس او به ۲۰ سال تغییر یافت.
پسر ۴ سالهمان در این سالها بهسختی مادرش را ملاقات میکرد. در خانه عکس او را میدید و با او حرف میزد، مدام گریه میکرد که چرا مامان پیشش نیست و نمیدانستم چه جوابی باید به بچهام بدهم. همسرم نیز در زندان بیتاب پسرمان بود. هر بار بعد از پایان ملاقات حال روحی هردویشان بد میشد. حتی پسرم تا چند روز بیمار میشد. پسرم در خیابان هر زنی را که میبیند، گریهکنان دستم را رها میکند و بهدنبال او میرود و گمان میکند آن فرد مادرش است. این وضعیت من و فرزندم و آینده او را به هم ریخته و فرزندم از مهر مادری محروم شده است.
به گزارش 9صبح؛ با گذشت ۶ سال از این جنایت، برادرخوانده همسرم نتوانست رضایت خانواده داماد سابقشان را جلب کند و اواخر بهار امسال در زندان اعدام شد. همسرم در مرگ او خودش را مقصر میداند و حال روحی درستی ندارد.
او در زندان جزء ۳۰ قرآن و همه ادعیه مذهبی را حفظ کرده است. حتی چند وقت قبل که مسابقات کشوری در زمینه ادعیه مذهبی و قرآنی در میان زندانیان کشور برگزار شد، همسرم رتبه سوم را بهدست آورد. بارها و بارها خودم و گاهی فرزندم را هم به مقابل خانه خانواده مقتول بردم تا برای همسرم رضایت بگیرم، اما آنها قبول نکردند.
فرزندم طاقت این را ندارد که ۱۷ سال دیگر بدون دیدار مادرش به زندگی ادامه دهد. بنابراین عاجزانه از خانواده مقتول و نیز مسئولان قضایی میخواهم که ترتیب اثری درباره محکومیت همسرم بدهند تا سالهای مجازات زندان او کاهش یابد و مورد عفو قرار گیرد و چشمانتظاری پسر خردسالم هم تمام شود. او دیگر تحمل اینهمه دوری و محروم بودن از مهر مادری را ندارد.»
روحانیزاده دادیار شعبه اول اجرای احکام دادسرای جنایی تهران با تایید این خبر گفت: با توجه به درخواست این مرد قرار شد جلسات صلح و سازش با خانواده مقتول انجام گیرد تا شاید آنها عروس سابق خود را به خاطر فرزند خردسالش مورد عفو قرار دهند تا مقدمات آزادی او فراهم شود و این کودک بتواند دوباره مادرش را ملاقات کند.
منبع: جام جم
نظر شما